close
تبلیغات در اینترنت
روشهای موفقیت - 2

پرتال تفریحی ، اجتماعی پاتوق ایرانیان

http://patoghiranian.ir/

روشهای موفقیت - 2

روشهای موفقیت

روشهای موفقیت

جدید ترین مطالب سایت

Last posts
 جلسه چهل و چهارم/ تکمیلی ؛ نماز - 3
خلاصه مطلب :

چرا نماز رو عربی بخونیم ؟
دلیل اول : کلام ، کلام محبوب است ، این نماز به زبان عربی همانی است که خدا گفته. خیلی متفاوته اونچه که خدا گفته با اونچه که ما ترجمه می کنیم ، "بسم الله الرحمن الرحیم" کلام خود خداست ، به نام خداوند بخشنده مهربان ، ترجمه ی ماست که خیلی فرق داره با اون چیزی که خدا فرموده.


میخوایم بهش بگیم ما تو رو دوست داریم ، با همون عباراتی که خودت فرمودی ، چون دوستت داریم.
به عشق های زمینی نگاه کنیم ، اگه مثلا دخترخانم به آقا پسری بگه : ببین هر وقت به من میگی مهربون انقدر خوشحال میشم ، اصلا کلی ذوق می کنم !
این پسره دیگه روزی 3 هزار بار میگه سلام مهربون چطوری مهربون ؟ اس ام اس میزنه مهربون ، همه اش به دختره میگه مهربون ، چرا ؟ چون معشوقش اینجوری می پسنده ، خب این نماز به زبان عربی چیزی است که خدا گفته و خدا می پسنده.
ادامه مطلب شماره مطلب : 152
 جلسه چهل و سوم/ تکمیلی ؛ نماز - 2
خلاصه مطلب :


خب در مورد شروع نماز جلسه پیش در سایت پاتوق ایرانیان صحبت کردیم.
بسم الله الرحمن الرحیم...
خب به نام خدا شروع می کنیم ، بخشنده و مهربان ترجمه ی خوبی برای این عبارت نیست ، حالا جلوتر میگیم چرا.
خدایا من حتی فرمان خودت رو هم با خودت شروع می کنم.


اول از همه چیکار می کنیم ؟ شکر می کنیم ... الحمدلله رب العالمین ... شد شروع نماز.
خدایا شکر که پیش تو هستم ، الان می تونستم تو مجلس گناه باشم ، هزارتا گناه بکنم ، شکر که پیش تو اومدم ، خدایا ممنون که تو خدای منی ، دیدی وقتی میریم ملاقات یه آدم بزرگ ، چیکار می کنیم ؟
فکر کنید کلی خواسته داریم که از این آدم بزرگ میخوایم درخواست کنیم ... همون اول میریم تو سریع : سلام زن میخوام خونه میخوام ماشین میخوام دانشگاه میخوام قبول شم !!! این کارا رو می کنیم ؟ نه ...
ادامه مطلب شماره مطلب : 151
جلسه چهل و دوم/نماز (1)
خلاصه مطلب :
دوستان بیایم خدامون رو دوست داشته باشیم ، خدا می فرماید :
"ای بنده من ! سوگند به حقی که تو بر من داری ، من تو را دوست دارم ، پس تو را به حقی که من بر تو دارم ، مرا دوست داشته باش."


خداوند مشتاق ماست ، کسی که فکر می کنه خدا با ما قهره و ما رو فراموش کرده ، اصلا خدا رو نشناخته .
خدا میگه اگه مردم می دونستن من چقدر مشتاق برگشتن اونها به سمت خودم هستم ، از شوق قالب تهی می کردن ، یعنی اگه می دونستیم چقدر خدا دوست داره ما به سمتش بریم ، از خوشحالی سکته می کردیم !


خدا انقدر مشتاق ماست ، اونهم با این همه خطا و گناه ؟ بله.
ادامه مطلب شماره مطلب : 150
 جلسه چهل و یکم/ آخرین کلید طلایی ؛ توکل - 2
خلاصه مطلب :
در جلسه گذشته در پاتوق ایرانیکلیاتی در مورد توکل را گفتیم.
امروز میخوایم داستانی واقعی و شیرین در مورد توکل رو براتون بگیم:

در زمان ناصرالدین شاه آقایی بود به نام نظرعلی طالقانی. طلبه بسیار فقیری که در مدرسه مروی تهران بود. او آنقدر فقیر بود که شبها دور حجره های طلبه های دیگر در بین آشغال ها دنبال چیزی برای خوردن میگشت. یک روز به ذهنش میرسد که نامه ای برای خدا بنویسد.

"الان نامه ایشون در موزه گلستان نگهداری میشه تحت عنوان "نامه ای به خدا"

شرح مختصری از نامه نظرعلی طالقانی:

بسم الله الرحمن الرحیم.... خدمت جناب خدا سلام. اینجانب بنده شما هستم... شما در قران فرموده اید: " و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها" ...(هیچ موجود زنده ای روی زمین نیست الا اینکه روزی او به عهده من است).

من هم جنبده ای هستم از جنبنده های شما روی زمین. شما در جای دیگر فرموده اید: "ان الله لا یخلف المیعاد"....(مسلما خدا خلف وعده نمیکند).

پس روزی اینجانب دست شماست و شما هم خلف وعده نمیکنی. پس من روزی خود را میخواهم.

اینجانب چیزهای زیر را از شما میخواهم:

۱.همسری زیبا و متدین

۲.خانه ای وسیع

۳.خادم

۴.یک کالسکه با سورتچی

۵.یک باغ

۶.مقداری پول برای تجارت

نظرعلی طالقانی- مدرسه مروی- حجره 16
ادامه مطلب شماره مطلب : 149
 جلسه چهلم/ آخرین کلید  ؛ توکل - 1
خلاصه مطلب :
در جلسه ی گذشته در پاتوق ایرانیان پیرامون حضور در لحظه صحبت کردیم ، در این جلسه ، ضمن توضیح بیشتر در خصوص حضور در لحظه ، و تکمیل بحث حضور در لحظه ، آخرین کلید طلایی موفقیت یعنی توکل رو هم برای شما خواهیم گفت.



دوستان عزیز اگر لحظه رو درک کنید و در لحظه باشید ، اصلا کارهاتون به طور معجزه آسایی حل خواهد شد.
برای حضور در لحظه کارهای دیگری هم باید کرد.


یه وقتایی هست که به شدت دنبال راه حل یک مسئله می گردید.
یه وقتایی هست که خیلی سرتون شلوغه خیلی کار دارید و زمانتون بسیار کمه و در اون زمان کم هم به نتیجه نمی رسید.


در اون لحظه چکار باید بکنیم ؟ فقط با حضور در لحظه.


دقیقا همون زمانی که رئیس اداره میاد و ازت میخواد تا  دو ساعت دیگه کاری رو انجام بدی ، تو هم عصبی میشی و بهم میریزی و میگی تو این زمان کم چطور کار رو انجام بدم ، دقیقا در همون زمان کار رو رها کن ، برو رو صندلی لم بده چشماتو ببند ، راحت 10 دقیقه استراحت کن و به هیچ چیز فکر نکن ، بعد چشماتو باز کن  میبینی که اون کار در کمتر از 2 ساعت انجام میشه و راه حل های جدید خودشون رو به تو نشون میدن.
من اینو شخصا امتحان کردم و جواب گرفتم ، اصلا زمان کش میاد ، خودت رو 10 دقیقه از استرس رها کن ، به ساعت هم نگاه نکن ، راه حل هایی عالی به ذهنت میاد.


دوستان عزیز !
من و شما باید یاد بگیریم  در آن واحد یک کار رو بیشتر انجام ندیم.


دیدین این روزا غذاهای خانوما چقد بی مزه شده ؟ چرا ؟ غذا داره میپزه به اجاره خونه فکر می کنه ، به اخلاق بد شوهرش فکر می کنه ، به نمره ی درس بچه اش فکر می کنه ، با تلفن بی سیم صحبت می کنه ، سریال هم داره می بینه ! همه کار می کنه.


اصلا توجهی به این غذا نمیشه ، ولی اگر تو عاشقانه به اون غذا توجه کنی ، با سیب زمینی و پیاز حرف بزنی ، قربون صدقه ی نخود لوبیا و برنج بری ، داشتیم تو کلاسها ، یه خانومی همین رو امتحان کرد و گفت غذاش عالی شده ، دوست من در آن واحد یک کار انجام بده.


برایان تریسی ، آدم معروفیه در میان کسانی که با علم مدیریت در ارتباطن ، یه آزمایشی اومد انجام داد ، این منشی ها رو دیدین ، گوشی تلفن بین گوشش و شونه شه ، با یه دستش مینویسه ، یه دست دیگه اش هم رو صفحه کلید کامپیوتره ، چشمش هم تو مانیتوره .

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 148
جلسه سی و نهم/ دوازدهمین کلید  ؛ حضور در لحظه - 2
خلاصه مطلب :

در جلسه ی گذشته در پاتوق ایرانیان پیرامون حضور در لحظه صحبت کردیم ، در این جلسه ، ضمن توضیح بیشتر در خصوص حضور در لحظه ، در مورد یکی از راههای افزایش تمرکز ، یعنی مدیتیشن صحبت خواهیم کرد.

 

بعضی ها رو دیدین محو فوتبال میشن ؟ همچین میره 4 چشمی تو تلوزیون ، هر اتفاقی بیفته دور و برش متوجه نمیشه .
بعضی ها هم چنان محو نامزدشون هستن که اگه تمساح هم بیاد بخوردشون متوجه نمیشن ، رفته تو بحر نامزدش !
خیلی جالبه ، همین آدم ، وقتی میخواد نماز بخونه ، یه مگس میاد جلوش ، باهاش کشتی کج میگیره !


بعد از قضیه ی عاشورا ، یزید ملعون به حضرت زینب گفت : دیدی خدا با شما چه کرد ؟
حضرت زینب فرمود : من چیزی جز زیبایی ندیدیم .
چرا ؟ چون محو دیدن عشق بازی یه عده با خدای خودشون بود ، چیزی غیر از این نمیدید.
بعضی ها میگن چگونه ممکن است ؟


در نماز تیر رو از پای حضرت علی درآوردن.
در جنگی یک تیر به پای حضرت اصابت کرد ، چنان تیر نفوذ می کنه که درآوردنش خیلی سخت و دردآور میشه ، به حضرت فاطمه علیها سلام میگن چه کنیم ؟ یه توصیه ای به ما داشته باشید.
می فرمایند : وقتی علی –علیه السلام – نماز می خونه چنان غرق در خدا میشه ، که متوجه هیچ چیز نیست ، اون موقع می تونید تیر رو دربیارید.


بعضی ها میگم نمیشه بابا چطور ممکنه ؟ ما یه پشه نیشمون می زنه سه متر می پریم هوا ! مگه میشه تیر رو درآورد بدون اینکه متوجه بشن ؟
قصه ی حضرت یوسف در تمامی کتب مقدس اومده ، میخوام از اون براتون بگم ، بعد از قضیه ی یوسف و زلیخا ، یک سری از زنان دربار مصر اعتراض می کنن به زلیخا که یوسف یه برده بود ، چطور به خودت این اجازه رو دادی که به سمتش میل کنی ؟


زلیخا جوابی نمیده یک روز همه رو دعوت می کنه ، به همشون یه ترنج میده با کارد ، میگه میوه ها رو بخورید ، زمانی که داشتن پوست می کندن ، به یوسف میگه بیاد رد بشه ، و تا یوسف رد میشه اونها چنان محو زیبایی و عظمت یوسف میشن که دستهاشون رو می برن و اصلا متوجه نمیشن چون محو بودن ...


وقتی یوسف خارج میشه تازه همه می فهمن دستشون رو بریدن.
چطور ممکنه زنان مصر محو زیبایی یک انسان بشن و متوجه نباشن که پوست و گوشتشون رو دارن می برن ، علی نمی شود غرق جمال خدا بشود و نفهمد ؟ قطعا میشه.


بعضی ها میگن شما شیعه ها یه چیزایی میگید که با هم مغایره.
میگم شما میگید در نماز تیر رو از پای حضرت درآوردن ، از یه طرفی میگید علی –علیه السلام – در رکوع نمازش یکی اومد تو مسجد کمک خواست ، انگشترش رو در حین نماز به اون فرد داد.


چجوریه که علی متوجه تیر نمیشه بعد صدای فقیر رو می شنوه ؟
ظاهرا بهم نمیخونه.


این جفای به علی –علیه السلام – است که بگیم ایشون صدای فقیر رو شنید و انگشترش رو به او داد ، علی انقدر محو خداست که صدایی رو جز صدای خدا نمی شنوه ، خدا در نماز به علی فرمود : علی فقیری آمده ، هیچ کس به او کمکی نمی کنه ، انگشترت رو دربیار و به او بده.
علی اون چیزی رو که خدا میگه میشنوه.

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 147
 جلسه سی و هشتم/ دوازدهمین کلید  ؛ حضور در لحظه
خلاصه مطلب :

 

خب بحث هدف رو در جلسات گذشته به پایان بردیم ، در این جلسه قرار شد کمی در مورد فلسفه ی رنج و سختی صحبت کنیم.
اولا که همه ی آدم ها در زندگیشون رنج و سختی دارن .


لقد خلقنا الانسان فی کبد.


همانا ما انسان رو در سختی آفریدیم ، ال که بر سر کلمه ی انسان آمده ، الف و لام جنسه ، یعنی تمامی انسانها بلا استثنا دارای رنج و سختی هستن.
حضرت سلیمان پادشاه بود ، خب رنج و سختیش کجا بود ؟ همه چی داشت !


سلیمان نبی می گفت من چجوری جرات کنم ، یک ذره از این پول های حکومتی رو استفاده کنم ؟ توی بازار زنبیل بافی می کرد تا از بیت المال استفاده نکنه ، خودش با دست مبارک خودش می بافت و توی بازار می فروخت و پولش رو برای مخارج خودش استفاده می کرد.


خب خیلی سخته یک پادشاه با این همه امکانات بره تو بازار بگه آی زنبیل ...


دوستان من ، کسی که قهرمان ورزش یا المپیادهای علمی میشن خیلی تلاش می کنن خیلی عرق میریزن ، خیلی سختی می کشن تا به جایی می رسن.
کسی که فلسفه ی رنج و سختی رو نمی دونه ، تکلیف گریز می شود.
لازمه ی برنده شدن سختی کشیدن است.


تو کلاس ورزشی ، مربی شاگردها رو می دوونه ، خودش می ایسته زمان می گیره ، اون کسی که فلسفه ی رنج و سختی رو نمی دونه میگه : این مربیه هم مریضه ها ، آزار داره ، خودش وایساده ، هی به ما میگه بدوید بدوید !
وقتی روی مربی اونوره راه میره ، تکلیف گریزه ، چون فلسفه ی رنج و سختی رو نمی دونه.
اما کسی که فلسفه رو می دونه ، میگه استاد میشه دو تا تمرین هم واسه تو خونه بدی.


روزای بارونی این چاله ها پر آب میشه ، پیرمرد پیرزن ها رو دیدین ؟ دور چاله دور میزنن فحش میدن ! مملکته داریم ؟ بمیرین الهی ! همش چاله !
بچه های دبستانی چطور ؟ بدو بدو می پره توش میگه آخ جوووون ... چاله !

 
 

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 146
 جلسه سی و هفتم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (10)
خلاصه مطلب :
در جلسات گذشته از زندگی هدفمند گفتیم و 11 نکته از 20 نکته ی مهم پیرامون هدف را گفتیم.

در این جلسه می خواهیم سایر نکات باقیمانده در مورد هدف را برای شما بیان کنیم.

 
با ما در پاتوق ایرانیان همراه باشید :

12- به محض تعیین هدف ، حرکت رو شروع می کنید.
مکث نکنید ، امام صادق – علیه السلام – فرمودند : اگر می خواهی در زندگی موفق باشی ، هدف درستی را انتخاب کن که توانایی رسیدن به آن را داشته باشی ، و بلافاصله اولین قدم به سوی هدف را بردار ، ولو بسیار کوچک باشد.
یه نفر میخواد تا مشهد با دوچرخه بره ، مسیر رو می بینه میگه ول کن بابا حال داری ، اوه میدونی چقد راهه ؟


این خیلی آدم سستیه ، سوار دوچرخه ات شو و بلافاصله اولین رکاب رو به سمت مشهد بزن ، حالا یه قدم به مشهد نزدیکتر شدی ، یه رکاب دیگه بزن ، شد دو قدم ، ولی وقتی وایسادی میگی اووووه ، خب نمیرسی بهش.
یه لیست تهیه کرده ، میگی بهش چیکار کردی برای رسیدن به هدف ، میگه هیچی دیگه این لیست هدفمه !


هیچ وقت هم بهش نمیرسه.
به محض تعیین هدف باید یک قدم به هدفت نزدیک بشی ، ولو خیلی کار کوچکی باشه ، باید انجامش بدی.

یه تلفن می تونه باشه ، من هدفم یه موفقیت تجاریه ، سریع تلفن رو بردار ، با یک نفر که در این زمینه تجربه داره ، صحبت کن ، بگو من در این زمینه میخوام موفق بشم حالا باید چیکار کنم ؟
دوست عزیز ، اگر بلافاصله کار رو – هر چند کوچک باشه – شروع نکنی ، به هدفت نمیرسی. 2 سال بعدم بیخیالش میشی.


یه ضرب المثل چینی میگه : کسی که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها می کند ، بالاخره کوه را جابجا می کند.

 


13- مشخص کنیم به چه اطلاعات و مهارت هایی برای رسیدن به هدف نیاز داریم.
جدول اطلاعات و مهارت ها رو هم باید تدوین کنیم.
خب من قرار بود برم پکن در چین دکترای طب سوزنی بگیرم ، خب حالا باید ببینم به چه اطلاعات و مهارتهایی نیاز دارم ، خب ، من برای رفتن به چین ، به زبان خارجی نیاز دارم ، پس قبل از رفتن به چین باید یک زبان خارجی رو که اونجا به دردم بخوره یاد بگیرم .


این اطلاعات و مهارتها رو جمع آوری می کنیم تا زیرمجموعه های هدفمون رو شناسایی کنیم.

 

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 145
چگونه با روزهای اول کارمان کنار بیاییم ؟؟
خلاصه مطلب :
شروع اولین کارتان، تغییر سِمَت، امتحان کردن شغلی جدید، انتقال یافتن به بخش یا اداره‌ای دیگر، همه اینها می‌توانند تجربیاتی ترس‌آور باشند. جایی که در آن راحت و موفق بوده‌اید را رها کرده‌اید و حالا مجبورید خودتان را دوباره برقرار کنید. به محیط جدید می‌روید، و روز اولتان واقعاً فاجعه است! اما جالب است بدانید که تنها نیستید.

روز اولتان در جایی که کاملاً جدید است با توقعاتتان نمی‌خواند. به آن زمان بدهید. در زیر فقط چند نمونه از متداول‌ترین روزهای اول‌ را عنوان می‌کنیم.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 143
جلسه سی و ششم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (9)
خلاصه مطلب :

خب در جلسه قبلی در پاتوق ایرانیان  : 5 نکته ی مهم در مورد هدف رو گفتیم و اما ششمین نکته :


6- لطفا از اشتباه کردن هراس نداشته باشید.


یه برگه بردارید و همه ی هراس هاتون رو اونجا بنویسید ، من میخوام به اینجا برسم به فلان چیز برسم ولی از این چیزا می ترسم.
خب ، حالا که نوشتید آماده بشید برای روبرو شدن با اونها ، دوست عزیز ! کسی که از ترس اجتناب می کند ، روز به روز ترس او بیشتر میشه.
اونی که می ترسه به شکست لبخند میزنه ، اون که میترسه عدم موفقیت خودش رو رقم میزنه.


در روانشناسی یک سری ترس های روانی داریم به نام فوبیا . ترس از تاریکی ، از تنهایی از جاده از هواپیما از ارتفاع ، از پله برقی ، ترس های مختلف.
یکی از توصیه های روانشناسی برای حل این مشکل ، روبرو شدن با اون ترسه ، ناپلئون میگه برای مقابله ی  با آتش ، باید با آن روبرو شد.
اگر بترسید آتش شعله ور تر میشه ، باید بیای جلو آب بریز خاک بریز و بالاخره خاموش کن.


فرار گزینه ی خوبی نیست ، باید به اون مواجه بشی ولی آرام آرام و به تدریج.
از تاریکی می ترسی ؟ کم کم باهاش مواجه بشو...


برو تو مغازه از این پوسترهایی که شب رو به تصویر کشیده بخر و روی دیوار اتاقت نصب کن ، بک گراند کامپیوترت رو عکسی از یک شب تاریک بذار ، هر بار که اینا رو می بینی یک پیام به ضمیر ناخودآگاهت فرستاده میشه ، یکی دو هفته بعد ، فقط برو تو حیاط خونه و برگرد ، شب بعد برو یه دور ، دور حیاط بزن ، شب بعد درو باز کن ، تو کوچه رو یه نگاهی بنداز.


ولی کم کم مواجه بشید دوستان عزیز.
پس لیست ترسهایی که در مسیر رسیدن به هدف هست رو تهیه کنید و مردانه آماده ی مواجهه و مقابله با اونها بشید.
باهاشون رو در رو بشید ، بهتون قول میدم فرار می کنن و میرن ، اگه تو فرار کنی ترس بزرگتر میشه.


 
ادامه مطلب شماره مطلب : 142
جلسه سی و پنجم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (8)
خلاصه مطلب :
در جلسه ی گذشته  ، از تلاش و همت و پشتکار گفتیم. قرار شد در این جلسه کمی بیشتر از افرادی بگوییم که با پشتکار و همت وصف نشدنی ، زندگی خود را متحول کردند.
با ما همراه باشید در پاتوق ایرانیان

سرهنگ ساندرز ، در سن 60 سالگی از ارتش امریکا بازنشسته میشه ، با ماهی 99 دلار حقوق.
آقای ساندرز زمانی که در ارتش بود ، چون اردو زیاد میرفتن معمولا خودش غذا واسه خودش درست می کرد ، چون غذاهای اردوی نظامی رو دوست نداشت.


آقای ساندرز یه پودری درست کرده بود مثل پودر سوخاری که به مرغ می زنیم ، از اونا ، وقتی این پودر رو به مرغ میزد ماهی بسیار لذیذ میشد.
انقدر خوشمزه می شد که چادر سرهنگ ساندرز شده بود پاتوق بقیه سرهنگ ها ، چون اونا هم خیلی از مرغایی که ساندرز درست می کرد خوششون میومد و میگفتن یه مقداری از مرغت رو هم به ما بده.


در 60 سالگی بازنشسته میشه ، اینو به کسانی میخوام بگم که میگن ای کاش زودتر این کلاسها رو اومده بودیم ، همیشه وقت هست دوستان.
ساندرز فکر می کنه چیکار کنم ؟ برم تو خونه بخوابم ؟ میگه نه ، من یه فرمولی برای پخت مرغ بلدم که این میتونه برام پولساز باشه ، تو ارتش خیلی ها استقبال می کردن.


میره یه رستوران به رئیس رستوران میگه ببخشید آقا من مرغ رو با یه فرمولی درست می کنم که خیلی خوشمزه میشه ، میخواین بپزم امتحان کنید؟
صاحب رستوران میگه : عمو جون برو بذار باد بیاد ، اینجا سرآشپز ما به 30 روش مرغ رو می پزه ، برو بینیم بابا دلت خوشه ها.


رستوران دوم ، رستوران سوم ، همه ی رستورانهای ایالت رو میره ، نمیشه ، میره یه ایالت دیگه ، رستوران صدم ، رستوران دویستم ، ششصدم ...
حتی حاضر نبودن یکبار بپزه و امتحان کنن ، هزار و نه رستوران رو میره و هیچ کس اصلا محل بهش نمیذاره.


رستوران هزار و دهم میگه حالا بپز ببینم چیه ، میخوره میبینه وای چه خوشمزه ، حالا چجوری با هم کار کنیم ؟
ساندرز میگه : بیا یه رستوران جدید راه بندازیم ، بودجه و امکانات از تو ، پخت از من.


چند وقت بعد اولین رستوران کنتاکی در امریکا راه اندازی میشه و در عرض کمتر از یکسال ، کنتاکی نه تنها در امریکا بلکه در تمام دنیا شعبه میزنه.
و آقای ساندرز با 99 دلار حقوق میلیاردر میشه ، ولی ... ولی


ولی هزار و نه بار بهش میگن نه ، هزار و نه بار تحویلش نمی گیرن ، هزار و دهمی گفت باشه.
من و شما هم اگر چنین پشتکاری داشته باشیم حتما حتما حتما موفق میشیم.


من تو هیچ موردی انقدر براتون مثال عینی نزده بودم ، چرا ؟


چون این مورد بسیار مهمه ، چون میدونم آدمها 5 بار یه کاری رو می کنن بیخیال میشن دیگه ، پشتکار داشته باش.
3 بار رفته خواستگاری بهش نه گفتن ، میگه ولشون کن بابا همه شون عقده ای هستن ! برو 500 بار برو ، صبح باباش میاد از خونه بیرون یه دسته گل بگیر جلوش بگو "دوستت دارم پدر!" اصلا رختخواب بنداز همونجا جلوی در خونه شون بخواب!


امام سجاد در بخشی از دعاشون میفرمایند : خدایا از تو همت عالی می خواهم. دعای امام معصومه ، پس همت خیلی مهمه.


از همین لحظه شعار من و شما این باشه :


تسلیم شدن ممنوع



 
ادامه مطلب شماره مطلب : 141
 جلسه سی و چهارم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (7)
خلاصه مطلب :


 در این جلسه و جلسات بعدی باقیمانده از بحث هدف ، می خواهیم 20 نکته ی مهم  پیرامون اهداف در زندگی را برای شما بازگو کنیم.


1-    اهداف رو حتما بنویسید.
چرا ما باید هدفهامون رو بنویسیم ؟ چند تا دلیل میاریم.


دلیل اول : وقتی ما هدفهامون رو می نویسیم در واقع ذهن خودمون رو تخلیه می کنیم ، ذهن ما همیشه نگرانه که داشته های خودش رو فراموش نکنه ، همش مراقبه ، وقتی ذهن تخلیه شد ، من با نوشتن اهدافم ذهنم رو خالی کردم ، قبلا در مورد قانون خلا گفتیم ، کائنات با خلا مخالف است ، وقتی اهداف رو از ذهن انداختی بیرون ، ایده ها و اهداف جدیدی وارد ذهن ما میشن.


دلیل دوم : وقتی هدفهای من و شما شفاهی هستن متوجه ایرادات و ابهامات اون نمیشین ، فرض کنید به شما میگن یه نامه ی اداری یا یه انشا بنویس ، چند بار می نویسی ، خط میزنی کاغذ مچاله می کنی تا بالاخره درست بشه. وقتی می نویسی ایرادات کار در میاد.


دلیل سوم : هدفی که مکتوب میشه دائم در معرض دید ماست ، ما نوشتیم کی قراره به این هدف برسیم ، تکنیک نفوذ به ضمیر ناخوداگاه رو که یادتونه ، تکنیک تکرار ، وقتی هدفم رو نوشتم و زدم به دیوار ، هر دفعه که نگاه می کنم تکرار میشه تو ذهنم ، از خواب بیدار میشم هدف هام رو روی در کمد زدم جلوی چشممه. اونی که میگه من هدفم تو ذهنمه دیگه براش هدفش تکرار نمیشه ، روزانه 50 هزار اندیشه از ذهن ما عبور می کنه ، هدفهایی که فقط تو ذهن هستن اصلا گم میشن دیگه.


کسی که هدف هاش رو می نویسه ، با تکرار ، هدف وارد ضمیر ناخودآگاهش میشه ، هاله های انرژی فعال میشه و میره و دسترسی به اون هدف رو براش آسونتر و سریعتر می کنه.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 139
 جلسه سی و سوم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (6)
خلاصه مطلب :
د در این جلسه که قسمت ششم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون قضا و قدر  و تقدیر الهی صحبت کنیم و چهارمین ویژگی هدف را نیز بررسی کنیم.

 

دوستان ما در مسائل الهی یه قضا داریم یه قدر.
میگن قضا حکم قطعی خداست و تغییر ناپذیره و در مسائل محدودی هم هست – که ما میگیم تغییر پذیر هست – و قدر حکم غیر قطعی خداست که قابل تغییر هستش.


مثلا مرگ قطعی من و شما دست خداست ، مرگ حکم قطعی خداست ، ولی ما می تونیم یه دست کوچولو توش ببریم ، چجوری ؟


میتونیم مرگ رو جلو بندازیم ، شمع های تولد رو دیدید ؟ 5 دقیقه می سوزه و تموم میشه ، شمع های معمولی نیم ساعت میسوزه ، شمع بزرگا که سر سفره ی عقد میذارن دو ساعت میسوزه و تموم میشه ، این شمعهای خیلی بزرگ که تو مغازه ها میذارن ممکنه یک روز طول بکشه تا بسوزه ، حالا ما می تونیم اون شمعی که دو ساعت میسوزه رو سر دقیقه ی اول فوت کنیم خاموش بشه.


ما می تونیم مرگمون رو جلو بندازیم ، خودشو می کشه ، میندازه زیر ماشین ، العبد یدبر و الله یقدر ، بنده تدبیر می کنه و خدا تقدیر.
ولی میگن مرگ قطعی جزو قضای الهیه و قابل تغییره.


من با روایت و آیه واستون ثابت می کنم حتی قضای الهی هم قابل تغییره.
زمان حضرت داوود و سلیمان ، حضرت عزرائیل ، در بین مردم بوده و همه می دیدن ایشون رو ، هر وقت به کسی نگاه می کرده اون فرد می فهمیده که دیگه کم کم باید غزل خداحافظی رو بخونه.


در مجلس حضرت داوود ، عزرائیل به یه جوونی چپ چپ نگاه می کنه ، جوونه پا میشه در میره ، حضرت داوود به عزرائیل میگه این چه کاری بود کردی ؟ جوون میگه من یادم اومد 8 روز دیگه قراره جون این رو بگیرم.
حضرت داوود سریع یه پیک میفرسته سمت جوون میگه همین الان زن بگیر ! چرا ؟ حضرت داوود میگه میخوام در این 8 روز از نعمات خدا استفاده کنه.


8 روز بعد حضرت داوود پیک می فرسته ببینه جوونه چی شد ، میبینن نمرده ، دوباره 8 روز بعدش پیک می فرستن میگن هنوز نمرده ، 8 روز بعدش دوباره می فرسته بازم میگن نمرده ! قرار بود این بمیره که ! چی شد پس ؟
به خدا عرض می کنه خدا این قرار بود بمیره ، 24 روز گذشته هنوز زنده است که !


خدا بهش میگه ، داوود ! تو که پیامبر ما هستی فکر می کنی از ما کریم تری ؟ تو دلت سوخت گفتی بره زن بگیره ، من از تو کریم ترم ، چون ازدواج کرد 30 سال به عمرش اضافه کردم.


روایت داریم اون چیزی که حتی توی لوح محفوظ هم نوشته شده قابل تغییره ، خیلی خودتون رو درگیر این چیزا نکنید.
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 138
 جلسه سی و دوم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (5)
خلاصه مطلب :

 

 

در چهار جلسه گذشته در مورد یازدهمین کلید موفقیت یعنی زندگی هدفمند صحبت کردیم ، از تفاوت مقصد ، ارزش و هدف گفتیم در این جلسه که قسمت پنجم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون ویژگی های هدف  و همچنین کمی در مورد سونوشت و تقدیر الهی صحبت کنیم ..

 



خب دوستان در جلسه ی قبلی در پرتال پاتوق ایرانیان  گفتیم که یکی از ویژگی های هدف بزرگ بودن اونه .

حافظ میگه :
ذره را تا نبود همت عالی ، حافظ     طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود.


خورشید میخوای ؟ همت بلند داشته باش.


هیچ وقت طالب کدخدایی یک ده با 20 خانوار ، مدیرعامل یک کمپانی با 20 هزار پرسنل نمی شود.
از الان مدیر اون کمپانی شدن را بخواه تا بهش برسی.


هدف باید طوری باشه که در ما حس مبارزه جویی و مبارزه طلبی رو برانگیخته کنه ، من و شما سالهاست در ساحل امن زندگیمون نشستیم و حاضر نیستیم پا به اقیانوس بذاریم ، حاضر نیستیم مبارزه کنیم و به دل دریا بزنیم.
هدفی که غیرجسورانه باشد ما رو به مبارزه دعوت نمی کنه.


من و شما یک خود آرمانی داریم که باید بهش برسیم ، خب اینم طبیعیه هدف هر چی بزرگتر باشه فکر می کنیم دسترسی بهش دورتره ، فکر می کنیم ای بابا ما که بهش نمی رسیم ، دوست من ! اگر یک درصد احتمال رسیدن من و شما به هدفی باشه ، انسان موفق همون یک درصد رو جرقه ای فرض می کنه که می تونه آتش بزرگی رو روشن کنه. انسان موفق از همون یک درصد به هدفش میرسه.


یه عده هم میگن آرزوهای بزرگ خواب و خیاله ، خودمون رو سرکار میذاریم ، منم موافقم ، بله ، آرزوهای بزرگ خواب و خیاله.
علی علیه السلام می فرمایند : بپرهیزید از اینکه خود را به دست آرزو بسپرید زیرا به انتظار آرزو نشستن و دست از کار کشیدن ، سرمایه ی ناتوانی است.

 
 

ادامه مطلب شماره مطلب : 137
جلسه سی ام/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (3)
خلاصه مطلب :

در دو جلسه گذشته از زندگی هدفمند صحبت کردیم ، از تفاوت مقصد ، ارزش و هدف گفتیم در این جلسه که قسمت سوم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون تحلیل ارزشها و هدف صحبت کنیم.

 

خب دوستان عزیز ، ارزشها قبل از اینکه انتخاب بشن باید مورد تحلیل قرار بگیرند ، همینطور هدف ها.


یکی از دوستان نوشته بود تو جدول اهدافش ، عشق و آزادی ، بهش گفتم اینا که هدف نیست ، حالا منظورت از عشق چیه ؟ گفت پذیرش قید و بند ، فدا شدن در راه دیگری ، فانی شدن در معشوق ، هر چی اون بگه و ...


گفتم خب حالا آزادی یعنی چی ؟ گفت : ای بابا آقا مردیم دست و پامون رو بستن ، همش قید و بند ، این کار رو نکن ، اونجا نرو ، اینجوری نگرد ، چه وضعیه آخه !
خب اینا که با هم تعارض داره دوست من . اهدافت رو باید تحلیل کنی ، بعضی هاش با هم تعارض داره ، بعضی هاش با هم همپوشانی داره ، اینها باید به دقت تحلیل بشه.


ثروت و معنویت می تونه هر دو ارزش باشه ، تعارضی با هم نداره ، فکر نکنید حالا ما میگیم تعارض یعنی یا دنیا رو انتخاب کن یا آخرت ، نه هر دوش هم میشه ، به شرطی که تحلیل درستی داشته باشیم.
پس مقصد تعیین شد ، از دل مقصد ارزشها اومد بیرون ، ارزشها مورد تحلیل قرار گرفت ، از نظر من مفهوم این ارزش چیه ، بعد هدف رو از دل ارزش میکشیم بیرون.


خب ، ازدواج ارزشه یا هدف ؟ ارزش.
ازدواج با پسر یا دختر همسایه چی ؟ هدفه دیگه نه ، چون دقیقه ، ولی هدف غلط !
چرا ؟
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 133
 جلسه بیست و نهم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (2)
خلاصه مطلب :


در جلسه گذشته در مورد  زندگی هدفمند صحبت کردیم ، در این جلسه که قسمت دوم بحث هدف است ، می خواهیم بیشتر پیرامون هدف صحبت کنیم.


خب ، گفتیم هدف باید ریز باشه و سریع ذهن ما رو درگیر کنه ، گفتیم سلامتی و ازدواج هدف نیست ، اگه هدف نیست پس چیه ؟ الان میگیم.


ما در زندگی باید سه چیز داشته باشیم :


مقصد
ارزش
هدف


خب حالا اینا چیه ؟
مقصد : مقصد رسالت من و شماست در زندگی ، دلیل حضور من و شما در زندگی ، قانون دارما یادتونه ؟ ما همگی انسانهای منحصر به فردی هستیم با توانایی های منحصر به فرد ، با ماموریت های منحصر به فرد.
مقصدت چیه ؟ برای چی اومدی ؟


مقصد یعنی ما از روزی که به دنیا اومدیم تا روزی که قراره از دنیا بریم بناست دنبال چه چیزی بگردیم ؟


مقصد نمی تواند مادی باشد ، چون قصد حضور ما در زندگی است ، من نشنیدم یکی دم مرگ ، گفته باشه ای کاش دو تا بنز الگانس می خریدم ، ای کاش تو فلان خونه زندگی می کردم ...
ولی شنیدیم دم مرگ بگن ، هوای بچه ها رو داشته باشید ، مراقب همسرم باشید ، به فلانی کمک کنید ها ! این مقصده چون معنوی هستش.
مقصد مثل چی ؟ خوشبختی ، موفقیت ، سعادت ، کمال ، رشد ، تعالی ، تکامل ، پیشرفت ، اینا همه مقصده.


برای چی زندگی می کنی ؟ میخوام به تکامل برسم ، شما چی ؟ میخوام خوشبخت بشم ، شما ؟ میخوام پیشرفت کنم.
خب حالا مقصد رو باید تبدیل به ارزش کنیم .


ارزش ابعاد و جنبه های مختلف مقصد است ، ارزش ، بیانگر زمینه های مختلف مقصد است ، اگر ما مقصد رو خرد بکنیم ، جهت بهش بدیم میرسیم به ارزش.

 

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 129
جلسه بیست و هشتم/ یازدهمین کلید  ؛ زندگی هدفمند (1)
خلاصه مطلب :

یازدهمین کلید طلایی موفقیت:

زندگی هدفمند - قسمت اول - :
تحقیقات نشون میده ، فقط 3 درصد مردم دنیا دارای هدف هستند ، 97 درصد مردم دنیا بدون هدف زندگی می کنند ، این آمار در کشورهای پیشرفته بیشتره ، در این کشورها 5 درصد مردم دارای هدف هستند ، و جالب اینجاست که اکثر مردم دنیا در زندگی گلایه دارن که چرا ما به خواسته هامون نمی رسیم.


خیلی ساده است ، شما در زندگیتون هدف ندارید ، هدف مشخص مثل یک ذره بین می مونه که نور خورشید رو در یک نقطه معطوف می کنه و اون رو هدایت و متمرکز می کنه.
هدف ، همه ی مقدورات ما ، همه ی تلاشهای ما و همه ی امکانات ما رو به یک سمت هدایت می کنه ، کسی که هدف نداره این نیرو ها و امکاناتش در جهت های مختلف پخش میشن ، پس به نتیجه هم نمیرسه.


هدفه که باعث میشه من و شما همیشه در حال حرکت باشیم ، هدفه که مثل نقشه ی یک گنج ما رو هدایت می کنه تا قدم به قدم به اون چیزی که می خواهیم برسیم ، آدم ها به اندازه ی هدفهاشون ثروتمند هستند.
ثروت فقط منظور پول نیست ، همه ی داشته ما ثروته ، هر چه هدف بیشتر ، دارایی های زندگی هم بیشتر.


پیروزی از آن کسانی است که به پیروزی هدفمند فکر می کنند.

 
 

ادامه مطلب شماره مطلب : 127
جلسه بیست و هفتم/ دهمین کلید  ؛ یکپارچه شدن با خود و دیگران
خلاصه مطلب :

 در جلسات گذشته در خصوص نه کلید طلایی موفقیت صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد دهمین کلید موفقیت یعنی یکپارچه شدن با خود و دیگران - کنار گذاشتن رودربایستی- با شما صحبت می کنیم.
 

دهمین کلید موفقیت : یکپارچه شدن با خود و دیگران

ممکنه ما از خیلی از کارهای دیگران خوشمون بیاد یا خوشمون نیاد ، اشکالی نداره بگیم ما از اون کار خوشمون نیومده ، هیچ اتفاقی هم نمی افته .

 

یکپارچه شدن با دیگران یعنی حرف دلمون رو به اونها بزنیم ، نه اینکه حرف رو نگیم ، قایم کنیم ، بعد بریم پشت سر او ازش بد بگیم ، یا تهمت بزنیم ، یا غیبت بکنیم.
ولی حرف رو "درست" بزنیم ، همسرش یه کار بدی می کنه ، آقای فرهنگ گفته یکپارچه شدن با دیگران ، باید بهش بگم !
-    آخه مسخره این چه کاری بود که کردی !
اینطوری نگید ها ، درست بگید.


امام حسن و امام حسین کودک بودن ، داشتن به مسجد می رفتن ، دیدن یه پیرمردی داره وضو میگیره اشتباه ، گفتن بریم بهش بگیم ، با خودشون گفتن اگه الان بریم بهش بگیم ما دو تا کوچیکیم ، ممکنه بهش بر بخوره ، یه کاری کردن ، رفتن پیش پیرمرده گفتن ببخشید میشه بگید وضوی کدوم یکی از ما درسته ؟
و هر دو هم درست وضو گرفتن ، پیرمرده گریه می کنه و میگه ، شما هر دوتون درست وضو گرفتید ، اونی که اشتباه وضو گرفته منم.


یکپارچه شدن با دیگران یعنی حرفمون رو بزنیم ، ولی درست ، چرا ؟
یادتونه تو بحث هاله های انرژی گفتم زمانی ما قوی ترین هاله های انرژی رو از خودمون ساطع می کنیم که در وضعیت آلفا باشیم ؟
وضعیت آلفا زمانی پدید میاد که ما در آرامش کامل باشیم ، کسی که با دیگران یکپارچه نیست ، مدام در ذهنش با دیگران در حال جنگه.
اه اه مرده شورشو ببرن ، این چه کاری بود کرد ، چقدر بی جنبه است ...


این که نمی تونه تو وضعیت آرامش کامل – آلفا – باشه ، پس به سادگی این آدم از جذب پرتراکم ها محروم می شود.
 

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 126
جلسه بیست و ششم/ نهمین کلید  ؛ عشق به خویشتن
خلاصه مطلب :

نهمین کلید موفقیت را در پرتال پاتوق ایرانیان مشاهده کنید
عشق به خویشتن :
کلید بعدی موفقیت ، عشق به خویشتن است ، خویشتن دوستی است.


دوستان اجازه بدید همین اول یه کاری با هم انجام بدیم:


همین الان برید جلوی آینه ، حالا قربون صدقه ی خودتون برید ! می تونید ؟ چقدر می تونید ؟


متاسفانه اکثر ما نمی تونیم قربون صدقه ی خودمون بریم.
و برای همین هم هست که نمی تونیم قربون صدقه ی اطرافیانمون بریم.


دوستان عزیز ! کسی که تا بحال در آینه نگاه نکرده و به خودش نگفته مهربون ، دوستت دارم ، چطور ممکنه مثلا به مادرش بگه دوستت دارم ؟


کسی که هیچ وقت توی آینه خودش رو نبوسیده چطور ممکنه از عمق وجود همسرش یا فرزندش رو ببوسه ؟


دوست من ! وقتی کسی از عمق وجود به فرزند نوزادش محبت می کنه و عشق می ورزه ؟ آیا از او توقعی داره ؟


مثلا به نوزاد سه ماهه ات عشق می ورزی و بهش میگی ، بهت عشق می ورزم به شرطی که منو ببوسی ؟


دوست من ! محبت و عشق رو بدون چشم داشت به نوزادمون ابراز می کنیم چون اینا چیزهای لازم برای رشد و نمو اون نوزاده. چرا به خودمون محبت نکنیم ؟ چرا به خودمون عشق نورزیم ؟ کی گفته ما به محبت نیاز نداریم ؟ به عشق نیاز نداریم؟


یه دلیلی چیزی برای من بیارید که نشون بده آدم بزرگا به عشق نیاز ندارن ، یه آیه ای حدیثی ، سخن بزرگی ! بگید شاید من ندیدم.


وقتی خداوند 10 فرمان رو به موسی نازل می کند ، یکی از این ده فرمان اینه : موسی هم نوعانت رو مثل خودت دوست داشته باش.
بزرگان ما به ما یاد دادن دیگران رو مثل خودمون دوست داشته باشیم.
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 124
جلسه بیست و پنجم/ هشتمین کلید  ؛ استفاده از فرصت ها !
خلاصه مطلب :
دوستان و همراهان عزیز کلاسهای موفقیت استاد فرهنگ در پرتال پاتوق ایرانیان ، در جلسات گذشته در خصوص هفت کلید نخست موفقیت صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد هشتمین کلید موفقیت یعنی استفاده ی درست از فرصت ها با شما صحبت می کنیم.


استفاده ی درست از فرصت ها :
ما از بچگی یاد گرفتیم تهران پایتخت ایرانه ، دو دو تا میشه 4 تا ، چگونه باران درست میشه ، چطور آب تبخیر میشه ، اوه کلی از این چیزا یاد گرفتیم و یاد دادیم !
اما چیزهای مهمتری در زندگی هست که ما هیچ وقت اونها رو یاد نگرفتیم ، من و شما یاد نگرفتیم چگونه از لحظه لحظه های ناب زندگیمون عالی استفاده کنیم .
یاد نگرفتیم لحظه لحظه ی زندگی ما چقدر اهمیت داره و باارزشه.

 


ببینیم علی – علیه السلام – چه توصیه هایی برای استفاده ی قشنگ از وقت می کنن :


در کمین فرصت باشید. – در کمین ، یه شکارچی ساعت ها میره تو کوه انتظار می کشه تا یک لحظه یه آهو رد بشه و شکارش کنه ، علی می فرماید : در کمین فرصت باش ، بشین تا اومد بقاپش.
از فرصت ها استفاده کن ، قبل از آنکه مایه ی اندوه و افسوس تو شوند.


خیلی ها رو من می بینم که اندوه گذشته و جوانیشون رو میخورن ، زندگیمون همش هدر رفت ، حیف از وقتی که سر فلان کار گذاشتم.

 
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 123
جلسه بیست و چهارم/ هفتمین کلید  ؛ رهایی از دلبستگی و وابستگی
خلاصه مطلب :

رها کردن دلبستگی و وابستگی :
دوستان عزیز ! کسی که دلبسته و وابسته ی به چیزی میشه ، به موفقیت نمیرسه ، چون میگه همین رو میخوام ولاغیر.
ما بعضی وقتا دچار سوء تفاهم میشیم که فلان چیز مال منه و برای همین  بهش وابسته میشیم.


اجازه بدید یه مثال بزنم :
دیدین وقتی واسه آزمون رانندگی میریم چقدر متشخص و محترم پشت ماشین میشینیم ، وقتی هم آزمون رو دادیم ، افسر میگه پیاده شو و ما پیاده میشیم.
آیا داد و بیداد می کنیم که من میخوام بازم بشینم ؟ آیا نفر بعدی که تو ماشین نشست که آزمون بده فریاد میزنیم و حرص می خوریم و حسودی می کنیم بهش ؟ معلومه که نه ! چرا ؟
چون می دونیم اون ماشین نهایتا یک ربع در اختیار ماست ، سوارش میشیم ، همچین خوشحال که نیستیم ، وای چه ماشینی ! باهاش پز نمیدیم ، خیلی بی خیال ، بدون دغدغه ، سوارش میشیم ، و بعد از اینکه آزمونمون رو دادیم ، با همون حال پیاده میشیم ، نه سوار شدنش خیلی خوشحالمون میکنه و نه پیاده شدن ازش ناراحتمون می کنه.


دوستان عزیز ! حضرت علی – علیه السلام – فرمودند : اگر مقام ماندنی بود ، الان به شما نمی رسید.
ما وقتی حضور یک چیزی تو زندگیمون زیاد میشه ، فکر مالکیت پیدا می کنیم ، فکر می کنیم دیگهمالماست.


اگر کسی چیز گرانبهایی رو پیش ما امانت بذاره خیلی خوشحال میشیم ؟ معلومه که نه ! چند روزی دست ماست و بعد میاد و می گیره ، وقتی گرفت ناراحت میشیم ؟ افسرده میشیم ؟ دنیا برامون به آخر میرسه ؟
دوستان من ! همه چیز در این دنیا برای ما امانته ، همه چیز ، نه فقط مادیات ، پدرم امانته ، مادرم ، همسرم فرزندم ، همه امانت هستن.


دوستان یادتونه گفتم نگرانی جذب کننده ی شرایطه ؟ یادتونه ؟
حالا میخوام بگم وابستگی هم یعنی از دست دادن !
مادره به خدا میگه : خدایا هر جوری دوست داری امتحانم کن ، ولی بچه ام نه !

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 122
جلسه بیست و سوم/ ششمین کلید  ؛ تغییر در نوع نگرش و نگاه !
خلاصه مطلب :
دوستان و همراهان عزیز کلاسهای موفقیت استاد فرهنگ در پرتال تفریحی اجتماعی پاتوق ایرانیان، در جلسات گذشته در خصوص پنج کلید نخست موفقیت صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد ششمین کلید موفقیت یعنی تغییر در نوع نگرش و نگاه با شما صحبت می کنیم.


ششمین کلید طلایی موفقیت : تغییر در نوع نگرش و نگاه :
دوستان عزیز ادیسون 1093 اختراع داره ، ادیسون میگه : همیشه نکته ی جدیدی برای دیدن و یافتن وجود دارد.
ادیسون فکر نمی کنه تموم شد ، همیشه به اختراع جدیدی فکر می کنه.
ادیسون سال 1931 فوت می کنه و جالبه بدونید وقتی میمیره ، یک ششم نیروی کار در آمریکا یا داشتن اختراعات ادیسون رو تولید می کردن یا داشتن از اختراعات ادیسون استفاده می کردن.
امکانات گرداگرد من و شما پراکنده است ، دور و بر ما پر از امکاناته ، ما چشمامون رو بستیم و امکانات رو نمی بینیم.


آقای کیم وو چونگ مدیرعامل دوو کتابی داره به نام سنگفرش هر خیابان از طلاست.
کیم وو چونگ وقتی جنگ جهانی تموم میشه ، مجبور میشه برای تامین مخارج خانواده اش روزنامه فروشی کنه ، با خودش فکر می کنه چجوری می تونم بهتر روزنامه بفروشم ، چجوری مشتریهای بیشتری داشته باشم ، فکر می کنه ، الان صاحب 80 کمپانی در دنیاست.
همه ی این کمپانی ها مال یه کسیه که در بچگی دستفروش بوده.
چونگ امکانات رو دیده ، فکر کرده.


امکانات و مقدورات زمانی خودشون رو به ما نشون میدن که ما آمادگی دریافت رو داشته باشیم ، چه موقع آمادگی داریم ؟ زمانی که واقعا بخوایم ، کسی که نمیخواد چیزی رو دریافت کنه ، خب مسلمه چیزی رو دریافت نمی کنه.
من و شما باید بدونیم ، جور دیگر دیدن لازمه ی تحول است ، یه عمره یاد گرفتیم یه جور به همه چیز نگاه کنیم ، حاضر هم نیستیم جور دیگه نگاه کنیم.


انسان موفق هر وقت با موضوعی روبرو میشه فکر می کنه موضوع جدیدی است ، همیشه دنبال نکته ی جدیدی برای دیدنه.


من اگه فکر کنم ، شغلم همینه دیگه ، همسرم همینه دیگه ، خب معلومه به هیچ موفقیت عمده ای دست پیدا نمی کنم.
من اگر همین فردا که رفتم سرکار به شغلم و کارم از زاویه ای که تابحال نگاه نکردم نگاه کنم ، مطمئن باشید چیزهای جدیدی دستگیرم میشه که تاحالا اصلا به ذهنم هم خطور نکرده بوده.


خیلی از زوایا ممکنه تو همسر من باشه و من ندیدیم ، همیشه گفتم این همون همسر غرغروی بداخلاقه !
خب شاید همسر من خیلی ویژگی های مثبت داره که من تا بحال ندیدم ، خیلی چیزا رو ما نمی بینیم چون همیشه به همدیگه یه جور نگاه کردیم.
انسان موفق هیچ وقت به چیزی ، انسانی و اتفاقی یکسان نگاه نمی کنه. انسان موفق دقیقه ، ذهنش فعاله ، به همه چیز نگاههای نو داره.
لازمه ی موفق شدن دیدن همه ی زوایاست.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 121
جلسه بیست و دوم/ پنجمین کلید  ؛ شکر !
خلاصه مطلب :

 

شکر :
ببینیم شکر چه ارتباطی به موفقیت داره ؟ من میخوام خونه بخرم ، ماشین بخرم ، درس بخونم ، باید شکر کنم ؟ بله !
همین الان فکر کنید و داشته هاتون رو بشمرید ، چند لحظه به چیزهایی که دارید فکر کنید.
دوستان عزیز ! خدا در قرآن می فرماید : اگر بخواهید داشته هاتون رو بشمرید نمی توانید.
ما متاسفانه همیشه نداشته هامون رو دیدیم و همین ما رو از دیدن داشته هامون محروم می کنه .


 وقتی سرت درد می کنه ، قبول داری دستت سالمه ؟ پات سالمه ؟ چشمت سالمه ، همه ی بدنت سالمه !
ولی ما اون سردرد کوچک رو می بینیم و سلامت کل بدن رو نمی بینیم.


وقتی لکه ی کوچیکی روی لباست می افته میگی : اه ه ! لباسم کثیف شد ، بابا همه ی لباس تو تمیزه ، فقط یه لکه ی کثیف توش هست ، ولی ما فقط اون لکه رو می بینیم.
وقتی فرزند من و شما در درسی نمره ی 15 می گیره ، سر اون داد و بیداد می کنیم ، سر 5 نمره ای که نگرفته ! و حاضر نیستم 15 نمره ای رو که گرفته رو ببینیم.
وقتی کسی ورشکست میشه فکر می کنه همه چی تموم شده.


تو کتابی خوندم یه دوستی به بزرگواری گفته بود دیگه دنیا برام مفهومی نداره ، من ورشکست شدم و دیگه هیچ امیدی ندارم ، اون فرد گفته بود ، تو همسر داری ؟ گفته بود آره خیلی هم دوستم داره ، گفته بود فرزند هم داری ؟ گفت : آره عاشقم هستن !
چشم داری ؟ آره ، قلبت سالمه ؟ آره ؟
بهش گفت تو همه چی داری فقط پول نداری ...

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 120
جلسه بیست و یکم/ چهارمین کلید طلایی ؛ پرسش !
خلاصه مطلب :



دوستان و همراهان عزیز کلاسهای موفقیت استاد فرهنگ در پرتال پاتوق ایرانیان، در جلسات گذشته در خصوص اولین  دومین و سومین کلید موفقیت - بخشش دیگران ، دعاو عدم قضاوت صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد چهارمین کلید موفقیت یعنی پرسیدن سوالهای خوب با شما صحبت می کنیم.

پرسیدن سوال های خوب :
دوستان عزیز چهارمین کلید موفقیت پرسیدن سوال های خوبه.
اجازه بدید با چند تا مثال بحث رو شروع کنیم :


هنری فورد رو همه به عنوان پدر اتومبیل می شناسن ، اما آیا مخترع ماشین هنری فورد بود ؟ نه ! یه کس دیگه ای ماشین رو اختراع کرد که اسمی هم ازش تو کتابها نیست ، در همون زمان همه از خودشون می پرسیدن چطور می تونیم ، یه ماشین تولید کنیم ، اما سوالی که هنری فورد از خودش پرسید اون رو از بقیه متمایز کرد و همین سوال بود که نام هنری فورد رو سر زبونها انداخت.
هنری فورد از خودش پرسید : چطور می تونم ماشین رو به تولید انبوه برسونم ؟


من یه پسر دارم نزدیک 4 سالشه ، یه بار پرسید : بابا چرا ما هر روز پا میشیم صبحونه می خوریم ، میریم بیرون ماشین بازی می کنیم دوباره میایم خونه شام می خوریم ، می خوابیم دوباره فردا صبحونه و ماشین بازی و شام و ...
چی می خواست بگه ؟ می خواست بگه این چه زندگی تکراری و خسته کننده ایه ! چه زندگی بی ریختیه !

کاشکی ما آدم گنده ها همین سوال رو به خودمون جواب بدیم تا زندگیمون دگرگون می شد ! چرا یک ریتم یکسان ؟ این زندگی به درد نمی خوره !
 

ادامه مطلب شماره مطلب : 119
جلسه بیستم / سومین کلید  ؛ عدم قضاوت
خلاصه مطلب :


دوستان و همراهان عزیز کلاسهای موفقیت استاد فرهنگ در پرتال پاتوق ایرانیان، در جلسات گذشته در خصوص اولین و دومین کلید موفقیت - بخشش دیگران و دعا - صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد سومین کلید موفقیت یعنی عدم قضاوت با شما صحبت می کنیم.

عدم قضاوت :
دوستان عزیز ! یادمون باشه قضاوت های باطل آرامش رو در زندگی از ما میگیره.
ماها الکی خودمون رو اذیت می کنیم ، همش میشینیم در مورد این و اون قضاوتهایی می کنیم که اکثرش هم غلطه و گناه.
خداوند در قرآن می فرماید : ان بعض الظن اثم
گناهه ، گمان مثبت داشته باش ، هر وقت خواستی فکر بدی در مورد فردی بکنی سریع دست به دعا بردار و در حقش دعا کن.


دوستان عزیز ! لطفا از هم توقع نداشته باشیم ، توقع بیجا مانع پیشرفت ماست، مانع بزرگی برای موفقیته.
میرزا حسینقلی همدانی از اعجوبه های شیعه است ، اعجوبه ی عرفان ، وقتی ازش توصیه ای میخوان به یکی از شاگردهای معروفش یه جمله ی ساده میگه : مرنج و مرنجان.
شاگرد از ایشون می پرسه ، خب ما سعی می کنیم کسی رو نرنجونیم ، دل کسی رو نشکنیم ، کسی رو اذیت نکنیم ، به همه محبت کنیم ولی اینکه از کسی نرنجیم خیلی سخته.
میرزا حسنقلی گفتن : خودت رو کسی ندون.


چقدر خوبه ما خودمون رو کسی ندونیم ، هر کی هر چی بگه دیگه برامون بی اهمیت میشه ، مرنج و مرنجان.


اما در چند مورد ما قضاوت غلط می کنیم :
1-    قضاوت غلط در مورد وقایع :
کافیه یه نفر تو خونه نیم ساعت دیر بیاد ، سریع انواع و اقسام افکار و قضاوت های منفی می کنیم ، چی شده ؟ تصادف نکرده باشه ؟ الان کدوم کلانتری بریم ؟ بیمارستان رو ول کن الان باید بریم پزشکی قانونی ...
خب چرا فکرای مثبت نمی کنیم ، چرا هر اتفاقی میفته سریع برداشت منفی از اون واقعه داریم ، چرا به خدای خودمون بی اعتمادیم.
دوستان عزیز ! بیاید قول بدیم از این به بعد در مورد تمامی اتفاقات زندگیمون خوشبین باشیم.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 118
 جلسه نوزدهم / دومین کلید طلایی(( دعا ))
خلاصه مطلب :

دوستان و همراهان رموز  موفقیت استاد فرهنگ در پرتال تفریحی اجتماعی پاتوق ایرانیان ، در جلسه ی گذشته در خصوص نخستین کلید موفقیت بخشش دیگران صحبت کردیم ، در این جلسه در مورد کلید دوم موفقیت یعنی دعا با شما صحبت می کنیم.



دعا:
دعا در لغت به معنی صدا زدن است.
دکتر الکسیس کار میگه : دعا قدرتمندترین صورت انرژی است که انسان می تواند ساطع کند.


دوستان عزیز !
اصل اینه که ما دعا کنیم ولی شرط اولیه ی رسیدن به خواسته اینه که باور کنیم دعای ما به جواب میرسه ، شرط اصلی و مهم تلقین مثبته.
تلقین یعنی جلو جلو لطف خدا رو دیدن ، اصل دعاست ، ولی شرط اجابت دعا تلقین مثبت است.
یه نفر توی خواب دید رفته پیش فرشته ها ، تند تند داشتن دارن پاکت هایی رو باز می کنن ، رفت جلو و گفت : ببخشید ، این نامه ها چیه ؟


-    اینا دعاهای مردمه ، ما مسئول باز کردنشون هستیم و اینا رو می فرستیم برای خدا ... ببخشید اصلا وقت نداریم.


این بنده ی خدا یه مقداری جلوتر رفت و دید یه عده ی زیادی از فرشته ها تند و تند دارن یه نامه هایی رو تو پاکت میذارن!
گفت : ببخشید ، شما چیکار می کنید ؟


-    اینا جوابهای خدا برای دعاهای مردمه ، ما داریم اجابت دعاها رو برای کسانی که دعا کردن می فرستیم ، ببخشید سرمون خیلی شلوغه ...

یه کم دیگه رفت جلو دید یه عده از فرشته ها بیکار نشستن ، گفت ببخشید اینجا چیکار می کنید ؟ چرا بیکارید ؟


-    اینجا بخش تصدیق پاسخ های مردمه ، کسانی که به واسطه ی اجابت دعاهاشون از خدا تشکر می کنن ، نامه های تشکرشون میاد اینجا ، ولی متاسفانه کسی تشکر نمی کنه و به همین خاطر ما بیکاریم.



یک نفر خواب خدا رو دید ، تو خواب به خدا گفت خدایا میشه فردا نهار بیای خونه ی من ؟ خدا تو خواب بهش گفت بله میام.

وقتی از خواب بیدار شد ، سر از پا نمی شناخت ، شروع کرد به آماده شدن و پختن نهار و مرتب کردن خونه اش.
نزدیکای ظهر زنگ خونه ش به صدا در اومد ، گفت : چه خدای خوبی ؟ زودتر از موعد اومد ، رفت و در رو باز کرد ، دید یه پسربچه با لباس های کهنه جلوی در ایستاده .

 

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 117
 جلسه هجدهم / اولین کلید  ؛ بخشش
خلاصه مطلب :

دوستان و همراهان مباحث موفقیت در زندگی پاتوق ایرانیان : در جلسات گذشته در مورد قوانین مهم هستی صحبت کردیم ، از این جلسه به بعد وارد بحث جذاب کلیدهای طلایی موفقیت خواهیم شد و به امید خدا پیرامون 12 کلید طلایی موفقیت با شما سخن خواهیم گفت.

با ما همراه باشید.

1-    بخشش دیگران
نخستین کلید موفقیت بخشش دیگران است ، برای پرواز کردن و اوج گرفتن باید سبکبال بود ، باید دلمون رو از کینه ها و ناراحتی ها و شکوه ها از دیگران خالی کنیم.
دوستان عزیز یادمون باشه کسی که دیگران رو می بخشه و از اونها می گذره یک عمر خوشحاله و کسی که انتقام می گیره فقط یک لحظه خوشحاله .


نبخشیدن دیگران ضایع کردن حق خودمونه ، ما خودمون رو قربانی رفتارهای دیگران می کنیم ، کنترل زندگیمون رو دست بقیه می سپریم و این غلطه.
شاید دیگران لایق بخشیده شدن نباشن ، اما ما هم لایق یه زندگی آرام نیستیم ؟


اجازه بدید یه آزمایش انجام بدیم :
دوستان گرامی این آزمایش قبلا انجام شده است
خانم هایی که کیف همراهشون هست ، هر چی کیف دارید بیارید بذارید روی سن .
حالا دو نفر از آقایون بیان بالای سن و به من کمک کنن این کیف ها رو روی دوشم و دور گردنم بندازم.
...
خب الان تقریبا فکر کنم 30-35 تا کیف به من آویزون باشه ، خب دوستان عزیز ، این کیفها هر کدوم ، نماینده ی یک کدورت و یا ناراحتی و کینه ای هستش که از دیگران به دل گرفتیم و اونها رو نبخشیدیم ، یکیش خواهرمه که نبخشیدمش ، یکیش برادر همسرمه نبخشیدمش ، یکیش همکارمه نبخشیدمش و ...


و ما هر روز وجودمون رو با این همه ناراحتی و کدورت پر می کنیم و توقع داریم به موفقیت هم برسیم !
الان به نظر شما من با این همه کیفی که همراهمه چقدر می تونم راه برم ؟ آیا اصلا می تونم عادی راه برم ؟
اگرم بتونم ، چند متر که جلو رفتم متوقف میشم ...


دوستان عزیز !
ما برای موفقیت باید بدویم ، باید پرواز کنیم ، و با این همه ناراحتی و کدورتی که وجودمون رو سنگین کرده چند متر رو هم به زور میریم ، چه برسه با دویدن و اوج گرفتن.

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 116
جلسه هفدهم / سه قانون مهم طبیعت !
خلاصه مطلب :

در جلسه ی گذشته پیرامون اتفاقات و رویدادهایی که برای ما پیش می آید صحبت کردیم ، در این جلسه می خواهیم چند قانون مهم در نظام هستی را برای شما دوستان بیان کنیم تا در جلسات آینده به امید خدا وارد بحث مهم 12 کلید موفقیت شویم.


یکی از قوانین مهم هستی این است :
بدون عبور از شب سرد و تاریک ، رسیدن به روشنی و صبح محال است.
در بدترین شرایط زندگی و وقتی از همه طرف داره بهت فشار میاره شرایط ، در واقع در یک قدمی موفقیت هستی ، دوست من ! فراموش نکن رسیدن به موفقیت های عمده و بزرگ در زندگی بدون طی کردن عمیق ترین سختی ها محال است.


این یک قانون در طبیعته.


یه مثال قشنگ براتون بزنم :
فرزند یک هدیه ی آسمونیه که خدا به مادر هدیه میده ، از شما سوال می کنم ، خدا چه موقع این هدیه ی آسمونی رو به مادر میده ؟
غیر از اینه که در اوج درد ، این هدیه به مادر داده میشه ؟


پس هر وقت در سخت ترین شرایط قرار داشتیم ، در واقع چیزی به موفقیت نمونده ، بستگی داره ما چه عکس العملی داشته باشیم ، ناامید بشیم و خودمون رو ببازیم ؟ یا تلاش کنیم و از اون شبهای تاریک و سخت به صبح امید بخش و روشن برسیم.


البته یادمون باشه ، وقتی خدا سختی ای رو وارد زندگی ما می کنه ، توان تحمل اون سختی رو هم همراه اون بهمون میده. لطفا مسائل رو بزرگ نکنید ، مطمئن باشید قبل از اومدن اون مسئله توان تحملش به ما داده شده. یکی از دوستان می گفت مشکلات رو میم اش رو بردارید ، میشه چی ؟ شکلات ! انقد شیرینه !


دوستان مسائل رو بزرگ نکنید ، نگید نمی تونم ، دیگه بریدم ، علی – علیه السلام – فرمودند :


کسی که مسائل کوچک رو بزرگ می کنه ، به مسائل بزرگتر هم دچار میشه.

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 114
جلسه شانزدهم / هرچه پیش آید خوش آید
خلاصه مطلب :

 

در جلسه پانزدهم ، 2 نکته ی مهم در خصوص رویدادهای اطرافمان و اتفاقاتی که برایمان می افتد را گفتیم ، در این جلسه ، 2 نکته ی باقیمانده ی دیگر در خصوص رویدادهای پیرامون مان را خواهیم گفت.

 

3) هر چه پیش آید، خوش آید.

قدیمی ها میگفتن الخیر فی ما وقع ... خیر در آنچه که اتفاق می افتد است. قدیمی ها رو می دیدین چقدر از ما آرام تر بودن. مثلا قدیمی ها انرژی درمانی می کردن؟ آب درمانی می کردن؟ کلاس یوگا می رفتن؟قدیمی ها باور های آرام ساز داشتند.


اگر به یه قدیمی می گفتن بچه ات افتاده و پاش شکسته با آرامش کامل می گفت الخیر فی ما وقع. الان به ما بگن یکی از اعضای خانوادت پاش شکسته چه واکنشی نشون میدیم؟ خدا در قرآن سوره ی شرح آیه ی 5 و 6 می فرماید: فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا


انقدر قشنگ گفته که من هر وقت میبینمش کلی ذوق می کنم. بدان که به همراه هر سختی آسانی است. اِنَّ در زبان عرب حرف تاکید است. وقتی خداوند دو بار اِنَّ رو تکرار کرده یعنی اینکه دو بار دارن تاکید می کنن. حتما حتما. مطمئن مطمئن باش ایزو 9002! شک نکن.

من با خواهرم داریم میریم بیرون. میایم از پله ها بریم پایین میگم خواهر گاز رو بستی؟ میگه بله بستم میریم تو پارکینگ میگم خواهر گاز رو بستین دیگه؟! چرا دو بار میگم؟ چون میخوام مطمئن بشم و تاکید بکنم که گاز رو حتما بسته باشه.


خداوند اینجا دو بار تاکید کرده. دو بار اِنَّ رو گفته و دو بار هم خود جمله رو گفته. در کل میشه 4 بار! خدا میگه مع العسر. مع چیزی است که در درون چیز دیگری باشد.  خدا می فرماید در دل سختی، آسانی است.


جالبه! العسر با الف و لام اومده این الف و لام دو تا مفهوم داره اینجا.

ادامه مطلب شماره مطلب : 113
جلسه پانزدهم / هیچ رویدادی اتفاقی نیست !
خلاصه مطلب :
و اما چهار نکته در مورد رویداد های زندگی:

1) رویداد ها، حاوی پیامی برای ما هستند.
2) رویداد ها، حاوی برکاتی برای ما هستند.
3) هر چه پیش آید، خوش آید.
4) خیر مقدم به رویداد ها.

خوب بریم سراغ توضیح هر کدام از آن چهار نکته.

1) رویداد ها، حاوی پیامی برای ما هستند:
در روان شناسی موفقیت، یک بحثی وجود داره به اسم سوال طلایی. در هر جای دنیا، هر مدرس تکنیک موفقیتی می داند که سوالی هست به نام Golden Question. سوال طلایی میگه همیشه از خودت بپرس این رویداد برای من چه پیامی دارد؟ هیچ اتفاقی در زندگی ما روی نمی دهد مگر اینکه برای ما حاوی درس و پیامی باشد.

دوستان عزیز، خدا فقط با اولیا و پیامبران خودش صحبت نمی کند! خدا با تک تک من و شما به واسطه ی اتفاقاتی که پیرامون مان می افتد، صحبت می کند. بعضی ها میگن خدا با قرآن با ما صحبت می کنه. بله درسته، ولی همه ی صحبت خدا با ما در قرآن نیست.


روان شناسی موفقیت میگه اگر به اتفاقات پیرامونی خودت فکر کردی و درس اون اتفاق رو گرفتی، بدان که آن اتفاق با اون درس آمده است که تو را یک پله از نردبان موفقیت زندگیت بالاتر ببره و تو یه قدم بیشتر رشد کنی. رشد مادی و رشد معنوی.

زمان حضرت داوود و سلیمان، یکی از ویژگی هایی که فقط در اون زمان بود و هیچ زمان دیگری دیده نشد، چه قبل و چه بعد از آن زمان، آن بود که عزرائیل به شکل آدمیزاد بین مردم رفت و آمد داشت! همه می دیدنش.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 112
جلسه چهاردهم / وقتی انرژی ها ما را هدایت می کنند !
خلاصه مطلب :

 

و اما تا اینجا من گفتم که حضور آدم ها در زندگی من و شما اتفاقی نیست! حالا می خوایم بگیم هیچ رویدادی در زندگی ما تصادفی شکل نمی گیرد! طبق قانون جذب رویداد هایی جذب زندگی ما می شوند که ما حواس مون رو به اون رویداد جلب کردیم.



قدرت جذب در حسی است که در فکر ما نهفته است.
وقتی میگی خسته نباشین چی رو جذب می کنیم؟ خستگی رو وقتی میگی به مشکلاتت فکر نکن چی رو جذب می کنیم؟ مشکل رو وقتی به یکی میگی نیمه پر لیوان رو ببین!، دقیقا داری بهش میگی به نیمه ی خالی لیوان فکر کن! این غلط ترین توصیه است! نیمی از لیوان پر از آب است و نیمی از لیوان پر از هواست! ما باید بگیم همه ی لیوان رو ببین! اصلا خالی وجود نداره! وقتی میگن نیمه پر لیوان رو ببین، ذهن تو خودکار داره کشیده میشه به جذب دردسر!


عصبانی نشو
عجله نکن
با قیچی بازی نکن
دیر نکنی ها
همه ی اینها یعنی جذب دردسر!


این ها باعث میشه که ما چیزی رو جذب کنیم که بهش تمایل نداریم. من و شما باید یاد بگیریم به جای اینکه ذهن مون رو درگیر چیز هایی بکنیم که نمی خواهیم، ذهن مون رو معطوف کنیم به چیز هایی که می خواهیم. ما چیزی رو جذب می کنیم که فکر ما روی اون متمرکز شده باشه و متاسفانه فکر ما معمولا روی منفی ها متمرکز است.


تو رو به خدا جذب درد سر بسه! تو رو به خدا بلا خواهی از کائنات بسه! مشکلات در درون ذهن من و شماست. و بذارین طنز بزرگ زندگی رو براتون تعریف کنم.
طنز تلخ و بزرگ زندگی من و شما اینه:

ادامه مطلب شماره مطلب : 111
مبحث پازدهم / تصویر سازی ذهنی
خلاصه مطلب :

در جلسات گذشته به طور کامل با عبارات تاکیدی مثبت آشنا شدیم ، در این جلسه با تکمیل بحث تصویر سازی ذهنی - که گفتیم بزرگترین کشف روانشناسی در صد سال اخیر است - بحث های مربوط به عبارات تاکیدی مثبت و مثبت اندیشی را به پایان می بریم.

با ما همراه باشید.

گفتیم که تصویر سازی ذهنی به دو شکل انجا میشه:
1) تجسم
2) تجسم خلاق


تجسم یعنی بازبینی تصاویری که قبلا دیدیم.چیزهایی رو که قبلا دیدیم دوباره در ذهنمون ببینیم.

تجسم خلاق یعنی دیدن چیزهایی که تا حالا ندیدیم.

ادامه مطلب شماره مطلب : 108
جلسه نهم / نگرانی و حساسیت را کنار بگذاریم!
خلاصه مطلب :
در جلسات گذشته نکات مهم و اساسی پیرامون جملات تاکیدی مثبت را بیان کردیم.


در این جلسه و جلسه ی آینده 5 نکته ی بسیار مهم پیرامون استمرار در عبارات تاکیدی مثبت را بیان میکنیم  .
در مورد نگهداری عمومی و اختصاصی از عبارات مثبت ، در جلسات گذشته صحبت کردیم ، در این جلسه به بررسی نکات 2 ، 3 و 4 پرداخته و موارد 5 و 6 را در جلسه ی دهم بررسی می کنیم.


2- تکرار :
عبارات تاکیدی را باید دائما تکرار کرد.
بعضی ها یه دو سه روزی میگن و خسته میشن.
این رو بدونید که ضربات کوچک ولی مداوم نقش ضربه های بزرگ و اساسی رو ایفا می کنند.
مثل آبی که در یک کوه، قطره قطره قطره روی یک سنگ خارا می چکد و بالاخره این قطره ها اون سنگ رو سوراخ میکن و آب از اون سنگ عبور می کنه.
آنقدر باید بگی تا به نتیجه برسی.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 104
 جلسه هشتم / سیاست فعال در برخورد با منفی ها!
خلاصه مطلب :

در جلسه گذشته با هم قرار گذاشتیم جملات و عبارات منفی را از زندگی خود حذف کنیم ، موسیقی های منفی گوش ندهیم ، فیلم ها و سریال های تلوزیونی را نبینیم ، صفحه ی حوادث روزنامه ها و مجلات را نخوانیم و با آدمهای منفی رفت و آمد نکنیم.


یک سوال مهم اینجا پیش می آید :


به هرحال ما در دنیایی زندگی می کنیم که منفی ها و افراد منفی دور و بر ما هستند و هر لحظه می توانند به سراغ ما آمده وذهن ما را درگیر منفی های خود کنند ، در این وضعیت – که کم هم پیش نمی آید – چه کنیم ؟



4 راهکار مفید در اینجا برای دوری از منفی ها بیان می کنیم :

1-      تا جایی که میشه از منفی ها فاصله بگیریم.

تا جایی که می توانیم خودمان جملات منفی بکار نبریم ، خودمان موسیقی منفی گوش ندهیم و تا جایی که امکان دارد رابطه ی خود با افراد منفی را به حداقل برسانیم.

امام صادق فرمودند که از پدر شنیدم " ترک اموری که برای تو سودی ندارد، از نیکی است

ادامه مطلب شماره مطلب : 100
جلسه هفتم /استمرار و موثر بودن عبارات تاکیدی
خلاصه مطلب :

در جلسات گذشته تا حد زیادی با عبارات تاکیدی مثبت آشنا شدیم ، شروطی را برای تکرار عبارات مثبت بیان کردیم ، از اشکال مختلف تکرار عبارات تاکیدی گفتیم و قانون انتظا ر را به عنوان یکی از ارکان مهم رسیدن به خواسته ها برشمردیم.


در ادامه 6 نکته ی بسیار مهم و اساسی در خصوص تاثیر عبارات تاکیدی مثبت و استمرار در آنها بیان خواهیم کرد این جلسه یکی از نکات و در جلسه ی بعد 5 نکته ی بعدی را بیان خواهیم کرد ، در این جلسه از سریال های تلوزیونی و موسیقی های داخلی خواهیم گفت ، با ما همراه باشید.


6 نکته ی مهم برای استمرار و موثر بودن عبارات تاکیدی :


1-    نگهداری
2-    تکرار
3-    عدم حساسیت
4-    عدم نگرانی
5-    تطابق حالات فیزیکی با خواسته ها
6-    تصویرسازی ذهنی

ادامه مطلب شماره مطلب : 99
جلسه ششم بحث و تکمیل عبارات مثبت
خلاصه مطلب :

در این جلسه قصد داریم شکل های مختلف عبارات تاکیدی مثبت را بیان کنیم.


•    اشکال مختلف عبارات تاکیدی مثبت :



همانطور که در جلسات گذشته گفتیم ، یکی از نکات مهم در عبارات تاکیدی این است که جملات باید به زبان خود ما بیان شوند ، جملات را باید طوری انتخاب و تنظیم کنیم که به ما انگیزه بدهد. مثالی که در جلسه چهارم در خصوص ازدواج زدیم را به خاطر بیاورید.

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 98
 جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !
خلاصه مطلب :

 

جلسه گذشته پیرامون عبارات تاکیدی مثبت سخن به میان آوردیم ، گفتیم عبارات تاکیدی تاثیر شگرفی بر رویدادهای پیش رو در زندگی ما دارند ، سپس شروطی را برای عبارات تاکیدی بیان کردیم.


در این جلسه از تاثیر جملات مثبت در زندگی سخن می گوییم.


ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت


کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی – را نشناسد و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد.
وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید :

 


 4 ساله بودم که استادم مرانابغهخطاب می کرد ، او به من گفت هر روز این جمله را چندین بار تکرار کنم حافظه ی من هر روز بهتر و بهتر می شود.به توصیه استاد عمل کردم و هر روز چندین بار این جمله را تکرار می کردم چنانکه باورم میشد.

 


کار به جایی رسید که گذشته ی دور خود را به یاد آوردم ، زمانی را به یاد آوردم که در قنداق بودم و دنیا را سوراخ سوراخ می دیدم ، روزی از مادرم در مورد این موضوع سوال کردم ، مادرم در کمال شگفتی گفت : آری ، زمانی که در قنداق بودی من در حیاط خانه کار می کردم و برای اینکه خطری از جانب حیوانات خانگی و حشرات متوجه تو نشود ، آبکش بزرگی را بالای سر تو می گذاردم.

 

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 95
جلسه چهارم/عبارتهای مثبتی که معجزه میکند
خلاصه مطلب :

جلسات گذشته  پیرامون تحول و ذهن صحبت کردیم ، گفتیم ذهن ما قابلیت های فوق العاده ای دارد و هر چقدر بیشتر بتوانیم از قابلیتهای ذهنی مان استفاده کنیم ، نتیجه ی بهتری در زندگی خود خواهیم گرفت.
در این جلسه می خواهیم وارد تکنیک های ذهنی شویم و با بازیابی ذهنمان ، آن را برای رسیدن به موفقیت  پرورش دهیم. نخستین تکنیکی که فرا خواهیم گرفت ، "تلقین به نفس و ورود به ضمیر ناخودآگاه با عبارات تاکیدی مثبت" است.

این تکنیک تاثیر شگرفی بر رویدادهای پیش روی ما در زندگی می گذارد ، در مورد تاثیر علمی عبارات تاکیدی مثبت در جلسات آینده صحبت خواهیم کرد.


تلقین به نفس در واقع یعنی تکرار کردن عبارات تاکیدی مثبت برای به ظهور رسیدن خواسته ها.


جالب است بدانید ، هر چیزی – چه مثبت و چه منفی – به خود و ذهنمان تلقین کنیم ، همان گونه برای ما اتفاق خواهد افتاد .


به برخی از عبارات منفی که ما متاسفانه به راحتی در زندگی روزمره از آنها استفاده می کنیم و از تاثیر آن غافلیم توجه کنید :

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 94
 جلسه سوم / مغز و اهمیت ضمیر ناخودآگاه
خلاصه مطلب :

در این  جلسه می خواهیم کمی پیرامون مغز و ذهنمان صحبت کنیم.


مغز انسان قابلیت های خارق العاده ای دارد، به طور که از آن به "پیچیده ترین رایانه جهان" یاد می کنند.


جالب است بدانید کار یک ثانیه ی مغز انسان برابر است با صد سال کار یک سوپر کامپیوتر که می تواند 4 میلیون محاسبه در ثانیه انجام دهد.


با این تعاریف نابغه کسی است که تنها از 15 درصد ظرفیت مغز خود استفاده می کند، چنانچه ما تنها از نیمی از ظرفیت مغز خود استفاده کنیم می توانیم در چندین رشته ی دانشگاهی دکترا بگیریم و به چند زبان زنده ی دنیا مسلط شویم.


می توان گفت دلیل اصلی عدم بهره گیری درست از ظرفیت مغزی، انسانهایی دور و بر ما هستند، کسانی که با سخن گفتن از ناتوانی ها و کمبودها، خلاقیت و امید را از ما می گیرند.


در این جلسه تلاش می کنیم ، ضمن آشنایی با مغز راه های بهتر استفاده کردن از این ذخیره ی فوق العاده و عظیم خدادای را بیاموزیم.


مغز انسان به دو صورت تقسیم بندی می شود:

ادامه مطلب شماره مطلب : 93
یک انسان موفق چه عادتی دارد ؟؟؟
خلاصه مطلب :
آیا دوست دارید بر زندگی چیره شده و بهترین باشید؟ مطمئناً همه ما اینطور هستیم. ما به دنیا آمده‌ایم که بهترین باشیم و بهترین زندگی را برای خود بسازیم.
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 92
 جلسه اول موفقیت-برای تحول در خودت آماده شو
خلاصه مطلب :


بخش اول :


لزوم تحول


مهمترین چیزی که قبل از شروع مراحل تحول در زندگی باید بدان توجه کرد ، احساس نیاز و به بیان بهتر " تشنه بودن برای تحول" است . باید با تمام وجود به جایی برسیم که باید زندگی روزمره را تغییر داده و به سمت بهتر شدن حرکت کرد.


اهمیت تشنه بودن برای رسیدن به هدف در هر راهی که نیاز به اراده و صبر و استمرار دارد ، قابل انکار نیست.
می گویند در یک مهمانی ، صاحبخانه فراموش کرده بود آب بر سر سفره بگذارد ، مدتی گذشت و مهمانها یکی یکی تشنه شدند ، اما تنها به گفتن اینکه "تشنه شدیم" و "آب کجاست" اکتفا می کردند ، میزبان که مرد زیرکی بود ، در دلش گفت اینها در واقع هیچ کدام تشنه نیستند .

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 90
13 روش برای تقویت حافظه خود
خلاصه مطلب :

اگر پیش آمده که اسم شخصی را فراموش کرده باشید، اگر نام فیلمی را که هفته گذشته تماشا کردید از یاد برده اید، اگر احساس می کنید که زیاد این جمله را به زبان می آورید: "آخ، یادم رفته!"؛ نترسید که مبادا آلزایمر گرفته باشید. راه حل مشکل شما ساده است؛ شما نیاز به تقویت حافظه خود دارید.
حالا جدا از نوع تغذیه و راه های مختلفی که برای این کار توصیه می شوند، چند تمرین جالب برایتان داریم که می تواند کمی به تقویت حافظه تان کمک کند.
۱ چشم ها را ببندید. از توی کیف دسته کلید خود را بردارید. حالا بدون این که چشم ها را باز کنید سعی کنید کلید را داخل قفل قرار دهید و در را باز کنید. 

 
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 83
10 اصل از گاندی که میتواند شما را متحول کند
خلاصه مطلب :

"نباید ایمان خود به بشریت را از دست بدهید. اگر چند قطره از آب اقیانوس آلوده شود کل اقیانوس  آلوده نمی گردد."

"فاصله بین آنچه انجام می دهیم و آنچه توانایی انجامش را داریم برای حل بیشتر مشکلات جهان کافی خواهد بود."

"اگر آدم شوخ طبعی نبودم مدت ها پیش خودکشی کرده بودم. "


ماهاتما گاندی نیازی به معرفی ندارد. همه مردی را که رهبری ملت هند برای استقلال از سلطه انگلیس در سال 1947 بر عهده داشت می شناسند.

پس بیایید به بررسی چند نکته از عقاید گاندی بپردازیم.

 
ادامه مطلب شماره مطلب : 75
دموکراسی را ابتدا از خانه خودتان شروع کنید
خلاصه مطلب :
دموکراسی به شهروندان فعال بستگی دارد و بچه‌ها باید عادت شهروندی دموکراتیک را درست همانطور که مسواک زدن را یاد می‌گیرند، آموزش ببینند.
 
ادامه مطلب شماره مطلب : 73
خانمها : اعتماد به نفس و موفقیت بیشتر
خلاصه مطلب :
برای خانم‌ها، توانایی همیشه منجر به اعتمادبه‌نفس نمی‌شود. دلیلش این است:

زنان موفق می‌دانند که در هر کار مردانه‌ای، گاهی خود را در شرایطی نامساعد می‌بینند. ممکن است دست‌کم گرفته شویم، مورد استفاده کمتر قرار گیریم یا حتی حقوق کمتر دریافت کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد زنان باید در سطوحی به طور غیرعادی بالا کار کنند تا درمقایسه با همکاران مرد خود توانا به نظر برسند.
ادامه مطلب شماره مطلب : 72
کارهای ساده ایی که لبخند را بر لبانتان نقش میبندد
خلاصه مطلب :
راست بگویید و در واقعیت زندگی کنید: خودتان باشید، روح و روان و شخصیت‌تان را ویرایش نکنید. اجازه دهید همان‌گونه باشيد كه آفریده شده‌اید. هرگز سعی نکنید مطابق آن‌چه از دیگران می‌بینید خودتان را تغییر داده و شبیه دیگران کنید. شجاعت پیدا کنید که برای خودتان زندگی کنید و به فکر خودتان باشید. زمانی‌که دیگران سعی دارند شما را مطابق میل خودشان تغییر دهند یا افکار شما را تنها به این دلیل که مخالف افکار خودشان است مورد انتقاد قرار دهند با احترام از خودتان و افکارتان دفاع کنید. زمانی‌که آزادانه و بدون ترس صحبت می‌کنید بعضی‌ها آزرده می‌شوند و حتی از شما دوری می‌کنند شاید افرادی‌ که به ظاهر دوست‌تان بودند را از دست بدهید اما به‌زودی متوجه می‌شوید که حتی دلتنگ آنها نشدید. کسی که هویت‌تان را از شما می‌گیرد و تغییرتان می‌دهد تا دوست‌تان داشته باشد و در کنارتان بماند دوست واقعی شما نیست. مطمئن باشید بعد از رفتن آنها افرادی به زندگیتان وارد می‌شوند که شما را به خاطر خودتان و شخصیت مستقل و منحصربه‌فردی که دارید دوست دارند، کسانی که به افکار و عقاید شما احترام می‌گذارند و اجازه می‌دهند خودتان باشید. محکم و قوی باشید و واقعیت را بگویید، دلیلی ندارد سعی کنید همه را در کنار خودتان حفظ کنید و برای داشتن دیگران در اطرافتان از آنها بترسید و خود واقعی‌تان را پنهان کنید.
ادامه مطلب شماره مطلب : 68
کسب در آمد عالی در هر شرایطی
خلاصه مطلب :
شما می‌دانید که لایق درآمدی بیشتر از درآمد کنونی خود هستید، اما چگونه از شرایط کنونی به درآمد رویا‌یی خود برسید؟ برایان تریسی مربی شغلی، متخصص آموزش و نویسنده‌ کتاب‌های پر‌فروش همیشگی، در کتاب جدیدش «کسب درآمد رویایی» روش‌هایی عامه‌پسند را آموزش می‌‌دهد تا درآمدتان را افزایش دهید و موانعی را که بسیاری با آنها روبه‌رو هستند معرفی می‌کند و انواع گوناگون روش‌ها و فعالیت‌هایی را بیان می‌کند که می‌تواند به شما کمک کند به گونه‌ای دیگر بیندیشید. با این‌که مطالب کتاب تا حدی تکراری است و شامل اطلاعات تخصصی اقتصادی نیست، اما دید‌گاه‌های باارزشی در مورد کشف توان به دست آوردن حداکثر درآمد را دارد.
در آمد کنونی شما تصمیم خودتان است!
ادامه مطلب شماره مطلب : 67
7 روش برای رسیدن به اهداف زندگی
خلاصه مطلب :
همه ما خواهان تغییراتی در زندگی خود هستیم، تغییرات مثبتی که در عمل ممکن است سخت و طاقت فرسا باشند. اهدافی مانند کم یا اضافه کردن وزن، نوشتن یک کتاب، تغییر شغل، ترک سیگار و یا کم کردن مصرف کافئین. رسیدن به بعضی از این اهداف ممکن است طولانی مدت باشد.

برای رسیدن به اهداف زندگی، مهم ترین چیز برداشتن اولین قدم ها است. حتما برای شما نیز اتفاق افتاده که شروع کار خود را به فردا و فردا موکول کنید. پس بهتر است در راه رسیدن به اهدافتان ثابت قدم تر باشید، با به کار بستن راه حل های زیر ممکن است زودتر به موفقیت برسید:
ادامه مطلب شماره مطلب : 58
چطور در مقابل مشکلات قوی باشیم
خلاصه مطلب :

 

 

همه می‌دانیم که داشتن قدرت فیزیکی بسیار خوب است و درواقع قدرت فیزیکی می‌تواند باعث شود از نظر احساسی هم احساس قدرت بیشتری داشته باشید اما آیا می‌دانستید نداشتن قدرت احساسی و فکری می‌تواند همه زندگیتان را خراب کند؟

به همه آدم‌های غمگین دوروبرتان نگاه کنید، نمی‌بینید که نداشتن قدرت احساسی یکی از دلایل ناراحتی‌ها و حال بد آنهاست؟

وقتی فردی از نظر احساسی قوی‌تر می‌شود، مشکلات زندگی به چشم او کوچکتر می‌آیند، اعتمادبه‌نفس او بالا رفته و زندگی‌اش بهتر خواهد شد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم امروز درمورد راه و روش قوی بودن در زندگی صحبت کنیم و به شما بگوییم چطور می‌توانید در زندگی واقعاً قوی باشید.

 

ادامه مطلب شماره مطلب : 57
۵ درسی که شکست در مورد رهبری به شما می‌آموزد
خلاصه مطلب :
وقتی به حرفه و آینده‌تان فکر می‌کنید، سعی کنید کارتان و تاثیری که بر طریقه رهبری و مدیریت شما گذاشته است را به خوبی ارزیابی کنید. چه چیز شما را به رهبری قوی‌تر تبدیل می‌کند و چشم‌انداز لازم برای داشتن دیدی بهتر و کمک به دیگران برای موفقیت بیشتر را برایتان فراهم می‌آورد؟ همان دانش و خردی که در شکست‌هایتان نهفته است. قابل درک است که بیشتر آدم‌ها دوست ندارند درمورد شکست‌هایشان حرف بزنند اما همین شکست‌ها به آنها یاد می‌دهد چطور با سختی‌ها کنار بیایند؛ بعنوان مثال، برای اینکه بفهمید چرا بعضی اتفاقات در مسیر حرفه‌ایتان پیش نیامده و یا چرا برخی روابط یا فرصت‌ها دست نداده‌اند.
ادامه مطلب شماره مطلب : 53

فروشگاه اینترنتی

فروشگاه اینترنتی ما ایرانیان

پاتوق شارژ

خرید آسان شارژ

چت روم پاتوق ایرانیان

مکانی برای ارتباط با دوستان