close
تبلیغات در اینترنت
جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !

پرتال تفریحی ، اجتماعی پاتوق ایرانیان

http://patoghiranian.ir/

جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !

  جلسه گذشته پیرامون عبارات تاکیدی مثبت سخن به میان آوردیم ، گفتیم عبارات تاکیدی تاثیر شگرفی بر رویدادهای پیش رو در زندگی ما دارند ، سپس شروطی را برای عبارات تاکیدی بیان کردیم. در این جلسه از تاثیر جملات مثبت در زندگی سخن می گوییم. ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی – را نشناسد و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد. وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید :    4 ساله بودم که استادم…

جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !

  جلسه گذشته پیرامون عبارات تاکیدی مثبت سخن به میان آوردیم ، گفتیم عبارات تاکیدی تاثیر شگرفی بر رویدادهای پیش رو در زندگی ما دارند ، سپس شروطی را برای عبارات تاکیدی بیان کردیم. در این جلسه از تاثیر جملات مثبت در زندگی سخن می گوییم. ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی – را نشناسد و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد. وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید :    4 ساله بودم که استادم…

 جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !
خلاصه داستان :

 

جلسه گذشته پیرامون عبارات تاکیدی مثبت سخن به میان آوردیم ، گفتیم عبارات تاکیدی تاثیر شگرفی بر رویدادهای پیش رو در زندگی ما دارند ، سپس شروطی را برای عبارات تاکیدی بیان کردیم.


در این جلسه از تاثیر جملات مثبت در زندگی سخن می گوییم.


ابوعلی سینا – نابغه ای با جملات مثبت


کسی بین ما نیست که ابوعلی سینا – دانشمند برجسته ایرانی – را نشناسد و به خدمات فراوان وی به علم و بشریت اذعان نداشته باشد.
وقتی از ابن سینا پیرامون دلیل موفقیتش می پرسند می گوید :

 


 4 ساله بودم که استادم مرانابغهخطاب می کرد ، او به من گفت هر روز این جمله را چندین بار تکرار کنم حافظه ی من هر روز بهتر و بهتر می شود.به توصیه استاد عمل کردم و هر روز چندین بار این جمله را تکرار می کردم چنانکه باورم میشد.

 


کار به جایی رسید که گذشته ی دور خود را به یاد آوردم ، زمانی را به یاد آوردم که در قنداق بودم و دنیا را سوراخ سوراخ می دیدم ، روزی از مادرم در مورد این موضوع سوال کردم ، مادرم در کمال شگفتی گفت : آری ، زمانی که در قنداق بودی من در حیاط خانه کار می کردم و برای اینکه خطری از جانب حیوانات خانگی و حشرات متوجه تو نشود ، آبکش بزرگی را بالای سر تو می گذاردم.

 

 




بازدید کننده محترم لطفا برای نمایش مطالب قبل از هر چیز عضو سایت شوید با تشکر از شما دوست گرامی


براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :

اخبار سینما

اخبار سینمای داخل و خارج

250 فیلم برتر

250 فیلم برتر از نگاه سایت imdb

نقد و بررسی

نقد و بررسی بهترین فیلم های جهان